تبليغاتX
از هر دری سخنی
هر کس دنیا را به گونه ای میبیند من اینچنین میبینم....

 

اشكهايم را با دستان سرد غريبم پاك مي كنم

تا اندوه مرا در چشمانم نبيني

ترانه هايم را مي سوزانم و خاك مي كنم

تا راز دل غمگينم را نخواني

 

نگاه پر التهابم را از چشمانت مي گيرم

تا ياد آن تو را بسوزاند !!!

 

من تو را در خا طره هايم جاي مي گذارم

من تو را در التهاب لحظاتم دفن مي كنم

 

من تو را به سر نوشت رهايي مي بخشم

من از تو گذشتم ، گذشتم ، گذشتم

 

چون كبوتر تنها از بام تو پريدم

به افقي ناشناخته به جايي كه خالي از يادِ تو باشد

 

پرواز مي كنم پروازي آرام با بالهاي شكسته

مي روم به جايي كه در خلوت تنهايي

 

ذرات قلب شكسته ام را پيوند دهم

میروم به جائی که امیدی برای دیدارم نیابی..........

 

من از تو گذشتم  ، گذشتم ،  گذشتم !!!                    

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 22:30  توسط بهار | 
 

 

 

 

دل من دیگه خطا نکن ..با غریبه ها وفا نکن ...زندگی رو باختی دل من ..مردم شناختی دل من..........

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 18:6  توسط بهار | 

اگر روزي احساس كردي كه مي خواهي گريه كني

منو صدا كن

 

به تو قول نمي دم كه تورو بخندونم

اما مي تونم با تو گريه كنم

 

اگر روزي خستگي تورو وادار به گريز كرد نترس ومنو صدا كن

قول نميدنم، كه ازت نخوام اين كار رو نكني

اما مي تونم با تو راهي شوم

 

اگر روزي حوصله گوش كردن به حرفهاي كسي رو نداشتي منو صدا كن

قول مي دم كه خيلي ساكت باشم

 

اما اگر يه روزي با من تماس گرفتي و جوابي نيامد

زود بيا كه منو ببيني شايد كه آخرين ديدار من وتو باشه ! 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 22:18  توسط بهار | 
والا نمیدونم چی بنویسم.راستش پرم از مطلب ولی حال نوشتن ندارم.با اینکه بهاره هوا شادی خاص خودش رو داره ولی احساس شادی ندارم وقتی میبینم مردم تو دنیا دچار چه مشکلاتی هستند دسته کم تو کشور خودم حالم از هر چی شعاره بهم میخوره........

احمدی نزاد گفته درسته که تورم زیاد شده اما مردم ما درسهای خوبی گرفتند.....آره راست میگه حداقل یاد گرفتند بی موقع چشماشون رو نبندند و دهانشون رو باز کننند.......

دیروز تو خبر خوندم دو سوم اعضاء ستاد ریاست جمهوری فک و فامیل احمدی نزاد ...هه هه هه خوب بیچاره حق داره ساده (به ظاهر) زندگی کنه خوب چیزی واسه خودش نمیمونه......!

بیچاره مردم من.....

بهتره سکوت کنم..........

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:25  توسط بهار | 

اي خاك تب كرده عشق چرا بيماري ؟

عطش قلب تورا كدامين باران بهاري سيراب مي كند ؟

 

ابرهاي پر باران از سرزمين تو رخت بر بسته اند

نسيم دلنواز عاشق چرا تو را نوازش نمي دهد

 

قلب تو پاره پاره از كينه و بغض تنهايي است

پيكر خشكت از اندوه ترك برداشته است

 

دوران شكوفايي تو به رويا پيوست

 سرسبزي و طراوت تو افسانه شد

 

 

غرور و انتظار تو در خاطرات نهفته ماند

اندوه تو قلب مرا مي فشارد

 

سكوت پر فرياد تو غرورم را در هم مي كوبد

مرگ گلها ؛ كوچ پرستو ها ؛ رگبار نامراديها

 

آه اي خاكِ پاك براي بي كسي تو مي گريم

بگذار من باراني شوم

بگذار اشكهاي من تو را نمناك كند

 

آنقدر در سرزمين بي كسي تو مي بارم تا تو را سيراب كنم

من براي رستن تو قطره قطره مي شوم

مي بارم ؛ مي ريزم و در تو جاري مي گردم

 

اي خاك تب كرده من تو را آبياري مي كنم

با شبنم وجودم تورا سبز مي كنم تو را سبزمي كنم     03/ 03/ 2003

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:57  توسط بهار | 
خبر داغی که امروز خواندم در مورد سردار زارعی.....همکار محترمش (سردار مقدم) اعلام کردند که جرم ایشان بسیار خفیف است و به نوعی ایشان گناهی ندارند که بخواهند محاکمه شوند خوب راست گفتند از ما بهترن که گناه نمیکنه/گناه ماله اون بدبخت هائی که نه پول دارند نه پارتی مثله جعفر....از تاکستان که اول سنگسار شد بعد تبرئه......خوب این سردار اسلام اینهمه اراظل و اوباش  را گرفته اینهمه فرمان حمله به ناموس مردم تو خیابانها را  صادر کرده /خوب باید کمی هم  استراحت و حال کنه حالا مگه چیه آدم با چند تا دوستاش و چند تا خانوم دور هم جمع شوند؟؟؟؟بابا بی خیال اینقدر سخت نگیرید به جوانهائی فکر کنید که لباس غربی می پوشند و ادعای آزادی دارند بایداعدام /سنگسار/زندانی/شکنجه شوند.

بگذریم......از این موارد تو مملکت ما زیاده/ خدا هم دیگه کاری از دستش بر نمیاید.وقتی با نام خدا بیگناه گردن زده میشه /باید رو به قبله شیطان نماز شکر به پا کرد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:52  توسط بهار | 
نوروز که با چهارشنبه سوری آغاز شد با سیزده بدر نیز به پایان میرسد اما جه با سرعت آمد و رفت.نوروز رفت ولی روز نو میتواند هر روز آغاز شود.

گاهی فکر میکنم جرا بعضی ها هیچ وقت از هیچ چیز راضی نیستند.چرا به نوعی قانع نمی شوند؟البته حق مسلم انسانهاست که کمال گرا باشند ولی اگه همین انسان کمال گرا اگه از اونچیزی که داره راضی نباشه احساس خوشبختی نخواهد داشت.

راستی تو چه قدر خودت را خوشبخت حس میکنی؟

امروز  تو خبر ها خوندم سگی با داشتن فقط ۲ پا (بدون دست) چگونه برای زندگی تلاش میکنه.....حس غریبی است.نه؟؟؟؟؟

بگذریم.....

چند شب پیش به حامی عزیزم قول دادم یکی از شعرام رو تو وبلاگ بذارم ....میخوام این شعر  را به تو عزیزم و همه دوستان گلم تقدیم کنم.....

 فاصله                                                   

اگه دستاي منو فاصله از تو جدا كرد

اما قلبم رو با عشقت آشنا كرد

 

اگه روزگار با پوزخند منو آواره نشون داد

اما تكرار غم تو منو با خود آشنا كرد

 

عزيزه راه دورم تويي هميشه با من

تو اين آوارگي ها هميشه يارو همدم من

 

ميام و ميگرم دستاي مهربونتو

مي كنم غرق بوسه گونه هاي صبور تو

 

گل من گريه نكن بخند به شب

بزار تا ستاره لبخند بزنه تو چشم تو

 

مي شكنه برق مهتاب از فروغ شب تو

ديگه وقت چيدن ستاره هاست

 

وقت آشتي با گل اقاقيا ست

وقت بهم رسيدن دستاي سرد ماست

 

عزيز راه دورم تويي هميشه با من

تو اين آوارگي ها هميشه يار و همدم من                        29/01/2003

 

هر روزتان نوروز باد.....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 21:17  توسط بهار | 
امروز ۱۱ فروردین است بعد ایام تعطیل که شروع به کار کردم فرصت پیش نیامد که چند خطی بنویسم.اما امروز خونه هستم و حال و هوای خوبی هم دارم چون امروز سالروز تولدم و به قولی ۱ سال بزرگتر یا ۱ سال پیر تر یا ۱ سال بیشتر به تجربه های زندگیم افزوده میشه.جالب اینجاست تنها کسی که تولد من به یادش مونده همسرم است .گاهی فکر میکنم واسه خانواده و فامیلم مثل یه خاطره شدم.......

دیروز فیلم اون آقای نماینده هلندی (فتنه) رو دیدم خیلی دل خراش بود آدم نمیدونه واقعا چی بگه...اگه این اسلام میخواهد همه دنیا را فرا بگیره؟خدا به داد غیر مسلمانها برسه...!

به هر حال عصر عصر ارتباطات است و انسانها آنقدر آگاه هستند که در مورد اعتقاداتشون مطالعه و مباحثه کنند سران کشورهای اسلامی چرا اینقدر مضطرب هستند؟؟؟؟؟؟

از هر چیز که بگذریم سخن دوست و دوستی خوشتر است.....بهار ی و شاد باشید....!

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 15:45  توسط بهار | 
امروز دلم میخواد کمی از خاطرات دید وباز دید نوروزی یاد کنم.وای که چه حالی داشت اما اون موقع ها به دلیل اینکه مادر و پدر من جزئ بزرگ خانواده بودند ده روز اول عید ما در خانه میماندیم.ما بچه ها روز شماری میکردیم که نوبت بازدید ما فرا برسه که البته وقتی نوبت ما میشد دیگه حال و هوای عید هم تمام شده بود به هر حال ما از هر وسیله واسه شیطنت ودستبرد به شیرینی و آجیل استفاده میکردیم.
حالا سالها از اون زمانها میگذره بازم هم ایام  عید اون شور و شوق واسه عید دیدنی میاد سراغم ولی با این تفاوت که اینجا اون کسانی رو که دلت براشون پر میزنه رو نداری و باید با خاطراتشون سر کنی و تو رویات بری دیدنشون.
به یاد اون شعر معروف میافتم که میگه   بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم....
به خدا باید قدر هم رو بدونیم و کینه کدورتها را دور بریزیم سال نو ...روز نو....بینش نو.....
.........................عید مبارک.................

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 20:57  توسط بهار | 
عاشق شدن ساده است اما!....
امروز زد به سرم راجع به چیزی بنویسم که همه ادعا میکنند هستند و دارند اما متاسفانه
نمیدونند که یه روزی یا یه شبی اون بیخبر ترکشون کرده و رفته.......و اونوقت آدم متوجه
میشه که دیگه .........آره خیلی دیره..
کتابی به تازگی در این مقوله خواندم که خالی از لطف نیست مطالبی از اونو دوباره مروری داشته باشیم.
عشق همواره برای شما یک معما خواهد بود مگر آنکه خود را متعهد به حل این معما و
آموختن مهارتهای هنر عشق ورزیدن سازید.
هر بار که عشق را از زندگیتان پس میزنید بخشی از وجود خود را میکشید.دلیل اصلی مشاجرات و دعواها آن موردی نیست که بر سرش مشاجره می کنیم بلکه دلیل اصلی دعواها آن است که در آن لحظه احساس دوست داشته شدن یا مورد حمایت بودن و درک شدن نمی کنیم.
انسان قبل از عشق ورزیدن به کسی باید اول یاد بگیرد خودش را دوست داشته باشد و در همه زمینه ها خود را بپذیرد از کمی کاستی ها گرفته تا نقاط قوت و یاد بگیرد با خودش صادق باشدسپس قلبش را برای پذیرش عشق دیگری باز کند آنوقت است که دیگری را راحتتر درک میکنیم چون لااقل تجربه ای از انسان عاشق بودن را داریم.
بله اینه که ما آدما گاهی یادمون میره که خودمون هم وجود داریم و وقتی اینو میفهمیم که این منیتمون نابود شد وشدیم یه انسان سر خورده و تنها که اونوقت دیگه هیچ داروئی نمیتونه ما رو شفا بده.
خوب پس بیا همت کنیم عاشق بشیم البته اول عاشق خودمون.....
امروز روز دوم سال نو است و احساس شادی و تازگی هنوز حس میشه(گوش شیطون کر)
بازم میگم عیدتون مبارک........


+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 16:8  توسط بهار |